این روزا زیاد آپ نمیشم ،آخه گرفتار پیدا کردن یه سری کتابام و در کل درسامونم زیاد شده،میدونید چیه،واقعا فکر شب امتحانم که قراره چی سرمون بیاد!با این همه درس تلنبار شده...سوال

آخه یکی نیست ب ما بگه چیکار میکنی که درس نمیخونی؟؟؟خدایی حسش نیست،اون اولا خیلی حال میداد وقتی میخوندیما ولی الان دیگه متوجه شدیم اینکارا واسه ما که کارای مهممممتر داریم زیاد واجب نیستچشمکحالا کارای مهم من...آخ آخ،خوابیدن تا 6،7 بعد از ظهر...اونوقت پا میشی میبینی فردا صبح کلاس داری و استاد قراره 3،4 مبحثی رو ک تدریس کرده کوییز بگیره!!

احتمالا تنها راهی که به ذهن آدم میرسه اینه که بالشت و پتوش رو برداره و بره سالن مطالعه!!زبان

/ 4 نظر / 6 بازدید
پدرام

همواره اینرا با خود بخوان : رویاها تجدید نشدنی است ؛ مهم نیست سن و شرایط ما چیست ، مهم آنست که هنوز توانائی های دست نخورده ای در درون ما وجود دارند و زیبائی تازه ای در انتظار ظهور است! سلام دوست خوبم یادش بخیر دقیقا دوران دانشجویی خودم اومد به ذهنم با خوندن جمله آخرتون خیلی خندیدم امیدوارم موفق باشین به روز کردم و منتظر حضور گرمت هستم

mohsen

شب امتحان خود ب خود حس درس خوندن واست پيدا ميشه.... زياد فكرش نكن...

لاله

سلام عزیزم . منم این روزا بی غیرت شدم کلا درس تعطیله ولی امروز میخوام یه کوچولو بخونم . [ماچ] بیا از اون ورا

محمدجواد نعمتي

سلام . گاهي وقت‌ها خواب پشت پلك‌هاي آدم تلمبار مي‌شه و اون كاري از دست كسي ساخته نيست. به پيشنهاد يه دوست گرامي بهتره قبل از بازگشايي كتاب‌هاي عاليقدر پنجره اتاق رو باز كنيم و قبل از اون سري به آب بزنيم. آرزو مي‌كنم در همه حال پاينده و سربلند باشيد