درست است که تو فکر میکنی من دروغهایت را نمیفهمم

و درست است که دروغهای تو آن قدر ها هم جدی نیست

اما ریشه های اعتماد مرا میخشکاند

 

 

این متن زیبارو از یه وبلاگ خوندم و واقعا حیفم اومد که نذارم تو وبلاگم

گروه کارآموزی بیمارستانمون هم مشخص شد البته من که جز گروه  آخرمو حالا حالا ها چند روز هفته رو holiday هستم!

ولی خب از بعد عید دیگه میریم بیمارستان!

این روزا خیلی بی حوصلم و نمیدونم چی بنویسمناراحت

 

 

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کیا

سلام قلم خوبی داری و جالب مینویسی

arghavan

سلام باران جان ترم چندی شما ؟

ava

[گل]ممنون از انتخابت و دقتت

با باران

و در خیال خود نوشیدن دو سه قطره آب را تصور می کند ولی جز گرمای سوزان و آتش دل چیزی نصیبش نمی گردد منتظر حضور گرمتون هستم

مرتضی

ایشالا که دوره کارآموزی رو با موفقیت پشت سر بگذارید.[لبخند][گل] به نظرم از دوره دانشجوئی خاطرات فراوانی داشته باشید.پیشنهاد می کنم اونها رو بنویسید.[گل]

رضا

سلام.خوبی؟ممنون که بهم سر زده بودی.لینکت کردم.اگه میشه منم لینک کن.راستی کجا میخونی؟

فیزیوپات

اشکال نداره یواش یواش حال و حوصله ات هم درست میشه[چشمک]

رضا

شرمنده یادم رفته بود.الان لینکت کردم.[وحشتناک]

شیمی دانشگاه لرستان

سلام.بنده قبلا هم بهتون گفته بودم ما رو لینک کنین بیزحمت ولی گویا خبری نشد.و ما همچنان منتظریم ما شما رو لینکیدیم و اگه لینکمون نکنیددد حذفتون نمیکنیم.دستتون درد نکنه